محمد خوانسارى

253

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

اوصاف ذاتى و عرضى آن را از هم جدا سازيم . و در بين اوصاف ذاتى ، جنس قريب و فصل قريب را بيابيم . آنگاه نخست جنس قريب را كه اعمّ است بياوريم ، و سپس فصل را كه اخصّ است . ذكر جنس قريب ما را از ذكر اجناس بعيد و فصول بعيد مستغنى مىسازد . زيرا تمام اجناس بعيد و فصول بعيد در جنس قريب مندرج است . و جنس قريب به دلالت تضمّن بر همگى آنها دلالت دارد . بنابراين رديف كردن همهء اجناس و فصول كار زائدى است . ابن سينا مىگويد : « لو تعمّد متعمّد ، أوسها ساه ، أو نسى ناس اسم الجنس و أتى بدله بحدّ الجنس ، لم نقل إنّه خرج عن أن يكون حادّا مستعظمين « 1 » صنيعه فى تطويل الحدّ » ( اشارات ، ص 100 ) . يعنى اگر كسى از روى عمد ، يا خطاكارى از روى خطا ، يا فراموشكارى كه نام جنس را فراموش كرده ، بجاى جنس قريب ، حدّ آن را ايراد كند ، در حالى كه اين عمل او را در تطويل حدّ زشت و ناپسند مىشماريم ، نمىگوئيم كه او از دايرهء تحديد خارج شده است و تحديدكننده نيست . حدّ تامّ اكمل و اشرف از همهء تعاريف است ، و موجب مىشود كه صورتى كاملا مطابق و محاذى شىء خارجى در ذهن حاصل شود . و بهمين‌جهت معلّم اوّل در تعريف حدّ گفته است كه « الحدّ قول دالّ على ماهيّة الشّىء » يعنى حدّ ( كه البته مراد حدّ تام است كه كاملترين حدود است ) قولى است دالّ بر ماهيّت شىء . و اين بهترين حدّ براى حدّ است « و لا شكّ فى أنّه يكون مشتملا على مقوّماته أجمع « 2 » » ( اشارات ، ص 96 ) . يعنى شك نيست كه اين‌گونه حدّ مشتمل بر همگى مقوّمات يعنى مشتمل بر همهء ذاتيات شىء است . به همين‌سبب ابن سينا با تأكيد مىگويد : « و يجب أن يعلم أنّ الغرض فى التّحديد ليس هو التمييز كيف اتّفق ، و لا أيضا به شرط أن يكون من الذّاتيات . من غير زيادة اعتبار آخر . بل أن يتصوّر به المعنى كما هو » ( اشارات ، ص 98 ) . يعنى بايد دانست كه

--> ( 1 ) . استغطام هم بمعنى بزرگ دانستن و بزرگ شمردن است ، و هم بمعنى زشت و ناروا دانستن . و معلوم است كه در اينجا معنى دوم مقصود است . ( 2 ) . لفظ « أجمع » براى تأكيد است و جمع آن وقتى كه براى مذكر باشد أجمعون و أجمعين است ، چنان كه قرآن كريم فرمايد : « فسجد الملائكة كلّهم اجمعون » . يا « فبعزّتك لأغوينّهم أجمعين » . مؤنث آن جمعاء است كه در حال جمع جمع مىشود . بنابراين حقّ اين است كه در اين عبارت جمعاء يا جمع يا بأجمعها گفته شود . شايد هم در اصل جمع بوده و كاتبان سهوا همزه‌اى به اوّل آن افزوده باشند .